دو کارگردان سریال «جومونگ»، با بهره گیری از فرهنگ و تمدن سرزمین ارتش آهنین یعنی... ادامه مطلب
در نقطه ی غدیر توفقی باید که با حقیقت انسان سر و کار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاندو از ان بیابان خشک باغ های پر ثمر اعتقادی و گلهای زیبای حب را پرورش میدهد .. شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر به دستش داده است پرچم بلند ...اشهد ان علیا ولی الله بر افراشته و از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند . خدا را سپاس که ما را از متمسکین به ولایت علی علیه السلام قرار داد . عیدتان مبارک دلتان پر از نور خوش آمدی ای زینت آسمانها و زمین یا زین السماوات و الارضین ...... ويژگيهاي حضرت امام حسين عليه السلام الف) ویژگی های وراثتی 1- طیب الولاده « اشهد انک کنت نوراً فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بأنجاسها و لم تلبسک من مدلهمات ثیابها گواهی می دهم که تو نوری بودی در اصلاب (پشت های ) با شخصیت و شامخ و رحم های پاک که پلیدی های دوران جاهلیت تو را پلید نکرد و جامه های درهم و برهم را بر تو نپوشاند. 2- تربیت خانوادگی تربیت همراه با محبت: یعلی عامری می گوید: حسین ع را دیدم که در سن کودکی با بچه ها بازی می کرد . پیامبر ص از راه رسید حضرت در مقابل مردم دستها را گشود تافرزند را در بغل بگیرد که حسین خنده کنان این طرف و آن طرف فرار می کرد تاسر انجام به او رسید سر او را در دست گرفت و لبان او را بوسید. 3- پنجمین فرد افراد کساء روایات فراوانی در مورد حدیث کساء وارد شده که از همه آنها استفاده می شود که پیامبر ص علی ، فاطمه، حسن و حسین : را فرا خواند و یا به خدمت او آمدند. پیامبر عبایی بر آنها افکند و گفت:« خداوندا اینها خاندان من هستند رجس و آلودگی را ازآنها دور کن. در این هنگام آیه« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ...» نازل گردید.» 4- وارث پیامبران خداوند متعال پیامبران را برگزیده و آنها با علم الهی و امدادهای غیبی ماموریت داشتند مردم را از جهل و گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی و رهبری کنند و این ارث آنها بود که به امام حسین ع رسید: السلام علیک یا وارث آدم صفوه الله خط هدایت بشر از روز اول و همراه با آفرینش انسان آغاز شده است و همچنان تا پایان ادامه خواهد داشت و این مسیر همواره با خون و شهادت و ایثار و گذشت همراه بوده است. ب) ویژگیهای اعتقادی 5- معرفه الله از امام صادق ع نقل شده که فرمودند : « از پدرم شنیدم هنگامی که جنگ بین امام حسین ع و عمر سعد درگرفت ، خداوند امدادهای غیبی را برای امام حسین ع فرستاد تا جایی که فرشتگان بال های خود را بر سر او گشودند و اختیار و انتخاب با او بود که لقاء الله را انتخاب کند یا پیروزی را، ولی او لقاء خداوند را برگزید». 6- عبودیت در زیارت امام ع می خوانیم : اشهد انک عبدت الله مخلصا حتی اتیک الیقین : شهادت می دهم که تو تا پایان عمر با اخلاص بندگی خدا را کردی. 7- توکل بر خداوند به امام حسین ع گفتند : اباذر می گفت: فقر در نظر من از غنا محبوب تر است و بیماری را بیشتر از سلامتی دوست می دارم. امام فرمودند: خداوند اباذر را رحمت کند اما من می گویم: کسی که بر اختیار نیکوی خداوند تعالی اعتماد نماید هرگز غیر از آنچه انتخاب و اراده خدای عزوجل است آرزو نمی کند. 8- خوف از خداوند امام حسین ع می فرمایند: «در روز قیامت کسی در امان نیست مگر آن کس که در دنیا از خداوند می ترسد.» 9- عشق به قرآن امام در شب عاشورا خطاب به برادرشان فرمودند: اگر توانستی امشب را مهلت بگیر زیرا خدا می داند من نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم. 10-عشق به شهادت و نترسیدن از مرگ روز عاشورا آنقدر امام آرام بودند که مردم حضرت را نشان می دادند و می گفتند ببینید اصلا از مرگ هراسی ندارد. 11- شناخت دنیا در سخنرانی شب عاشورا جملاتی را به یاران خاص خود فرمود از جمله: واعلموا ان الدنیا حلوها ومرها حلم و الانتباه فی الاخره … بدانید که شیرینی و تلخی دنیا همچون رؤیاست و بیداری در آخرت است… ج) ویژگیهای اخلاقی 12- علم اصبغ بن نباته می گوید: خدمت امام حسین ع رسیدم. خواسته ها و سوالاتی داشتم. به هنگام ورود سلام کردم. همه اسرار درون مرا می دانست و سوالات و خواسته های مرا پاسخ داد آنگاه فرمود: «ما کسانی هستیم که علم کتاب و بیان آنچه در کتاب است (تفسیر صحیح آیات) نزد ما است و آنچه درنزد ما هست برای هیچکدام از مخلوقات خدا نیست، زیرا ما اهل سر خدا هستیم (شایسته اسرار الهی هستیم)» سپس تبسمی کرد و فرمود:« ما آل الله و وارثان رسول الله هستیم.» 13- اخلاص امام در پایان سخنرانی مشهورشان در سرزمین منی خطاب به علما و بزرگان قوم فرمودند:خدایا تو می دانی کارهای ما برای به دست آوردن سلطنت و یا برای خواستن کالای زاید دنیایی نیست بلکه هدف ما عبارت است از: معارف دین تو را بر پا ببینیم، در شهرهای تو اصلاح را آشکار کنیم، بندگان مظلوم تو امنیت یابند به فرائض و سنت ها و احکام تو عمل شود. 14- رضا هنگام ترک مکه به سوی کربلا ، امام در جمع یاران خود سخنرانی کردند و به مسئله شهادت و پایان راه اشاره نمودند. در ضمن سخنان ، فرمودند: رضی الله رضانا اهل البیت: رضای خدا رضایت ما اهل بیت است. 15- صبر امام حسین ع می فرمایند:در راه حق و لوازم آن بر همه ناملایمات صبر کن و در مقابل خواهشها و هوسهای نفسانی بر آنچه دوست داری صبر کن( خودداری نما و تسلیم نشو). 16- شجاعت مردم به شجاعت امام حسین ع مثل می زدند « شجاعة الحسین ع یضرب بها المثل». 17- غیرتدر شب عاشورا امام دستور دادند خیمه ها را کنار هم بر پا کنند و طنابها را در هم وارد کنند و پشت خیمه ها خندقی کندند و در آن هیزم و نی ریختند. از صبح عاشورا با شروع جنگ، آتش در هیزم ها زدند تا دشمن نتواند از پشت به خانم ها و خانواده تعرض کند و خیمه های مردها و فرماندهی را مخصوصا خیمه حضرت اباالفضل ع را جلو خیمه ها قرار دادند. 18- سماحت ( سخاوت و دستگیری از بندگان خدا) امام حسین ع می فرمایند: « بدانید که نیازهای مردم به شما از نعمت های خداوند بر شما است پس نعمت ها را از دست ندهید که تبدیل به نقمت و عذاب می شود. ای مردم هر کسی بخشش کند بزرگوار می شود و هر کس بخل بورزد پست است. همانا بخشنده ترین مردم کسی است که به انسانی کمک کند که به او امید نداشته باشد.» 19- فتوت در جنگ صفین لشکر معاویه سرچشمه آب را محاصره کرد و نگذاشتند لشکر امام علی ع از آب استفاده کنند و تشنگی بر آنها غالب شد. امام گروهی را فرستاند تا سرچشمه آب را بگیرند ولی آنها موفق نشدند و دست خالی برگشتند. حسین ع گفت : پدر اجازه می دهید من بروم ؟ امام فرمودند : فرزندم برو ، حسین ع همراه گروهی از سواران لشکر حمله کرد و آب را گرفت و دشمن را سرکوب نموده و خبر را به پدر رساند.علی ع از شنیدن این خبر پیروزی به عوض خوشحالی گریست. گفتند یا امیر المؤمنین این اولین پیروزی به برکت حسین بود چرا گریه می کنید فرمود یادم آمد که این حسین ع با لب تشنه در سرزمین کربلا کشته می شود. 20 -عزت در برابر مستکبران امام حسین ع فرمودند:موت فی عز خیر من حیاة فی ذل: مرگ با عزت بهتر از زندگی در ذلت است. 21-تواضع امام از راهی عبور می کرد که عده ای از فقیرها روی عبائی نشسته و نان خشک می خوردند ، وقتی امام را دیدند دعوت کردند که آقا با ما، هم غذا شوید. امام از اسب پیاده شدند و فرمودند: « ان الله لا یحب المستکبرین» سپس امام همراه آن ها غذا خوردند و فرمودند:« من دعوت شما را پذیرفتم شما هم دعوت مرا بپذیرید » آن ها هم پذیرفته و همراه امام به منزل آمدند. امام به یکی از اهل خانه فرمود:« هرچه موجود دارید بیاورید» 22- حلم و عفو یکی از غلامان جنایتی مرتکب شد که مستحق مجازات بود. به هنگام مجازات گفت: یا مولای « والکاظمین الغیظ» امام فرمودند: او را رها کنید ، گفت: یا مولای « والعافین عن الناس» امام فرمودند: تو را عفو کردم. گفت : یا مولای«والله یحب المحسنین » امام فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم و هدیه ای به او دادند. 23- زهد از ابن عباس نقل شده که حسین ع از سن نوجوانی نسبت به دنیا بی رغبت بود و همانند پدرش زاهدانه غذا می خورد و زندگی می کرد و همانند آن بزرگوار نماز می خواند. 24- نفس مطمئنه حضرت امام صادق ع فرمودند : «در نمازهایتان سوره فجر را بخوانید که آن سوره امام حسین ع است؟به خاطر این آیه «یا ایتها النفس المطمئنة...» بعد امام ع فرمودند:« یعنی حسین بن علی ع فهو ذوالنفس المطمئنه الراضیة المرضیة...» د) ویژگیهای رفتاری 25- فداکاری در راه خدا امام حسین ع از همه چیز در راه خدا گذشت. این شعر منسوب به آن حضرت است: همه خلق را در راه تو ترک کردم و خانواده ام را هم بی سرپرست نمودم تا تو را ببینم. اگر در راه عشق قطعه قطعه ام کنی دلم به سوی غیر تو متمایل نمی شود. 26- اقامه نماز اشهد انک قد اقمت الصلوة گواهی می دهم که تو نماز را اقامه کردی اقامه نماز آن قدر مهم است که حضرت ابراهیم خلیل از خداوند درخواست می کند: رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی خدایا مرا برپادارنده نماز قرار بده و فرزندانم را هم.در قرآن حدود 39 مرتبه نسبت به اقامه نماز سفارش صریح شده است و این فرزند خلیل الله یعنی امام حسین ع بود که عالی ترین نماز را اقامه کرد. 27- امر به معروف و نهی از منکر امام حسین ع می فرمایند: « برای انسان مؤمن سزاوار نیست که ببیند کسی گناه و نافرمانی خدا را می کند و او نهی از منکر نکند.» 28-ایثار ایثار اهل بیت : در اطعام مسکین و یتیم و اسیر در سوره هل اتی مشروحا بیان شده است و یکی از آنها امام حسین ع در سن کودکی بود. 29-شکر گزاری امام حسین ع می فرمایند: شکر گزاری نعمت های گذشته زمینه نعمت های آینده را فرهم می نماید. 30-گرامیداشت انسانها یکی از غلامان امام ع که ترک بود و قاری قرآن بود اجازه گرفت و جنگید تا شهید شد. امام حسین ع بر بالین او آمدند. امام گریست و صورت را بر صورت او قرار دادند. غلام چشم خود را باز نمود آقا را دید تبسم کرد و به سوی پروردگارش رفت. 31 — آمادگی نظامی برای دفاع پس از مرگ معاویه، فشار سیاسی نظامی یزید بر مخالفان به خصوص حضرت ابا عبدالله ع زیاد شد. او فرمان صادر کرد یا بیعت کنند و یا دستگیر و کشته شوند. ولید بن عتبه فرماندار مدینه امام را به دارالحکومه فراخواند. بسیاری نگران جان امام حسین ع بودند و یا نگران زندانی شدن امام بودند. عبدالله بین زبیر از امام سوال کرد: شما چه می کنید؟ امام فرمودند: «اجمع فتیانی الساعه ثم امشی الیه: جوانانم را جمع می کنم و به سوی او می روم» ابن زبیر گفت: ولی من نگران شما هستم و می ترسم سوء قصدی به شما بکند. امام فرمودند: من طوری پیش او می روم که قدرت دفاع داشته باشم امام به برادران و برادرزادگان و شیعیان خود دستور داد لباس رزم بپوشند و شمشیرها را زیر لباس پنهان کنند و همراه او باشندو فرمودند :همه شما در اطراف درب ورودی منزل ولید بن عتبه بمانید من بسوی او می روم و با او صحبت می کنم پس اگر صدای من بلند شد و شما آنرا شنیدید و فریاد کشیدم پس ای خاندان پیامبر ص وارد شوید و هجوم بیاورید بدون آنکه اجازه ای لازم باشد سپس شمشیرها را برهنه کنید و شتاب نکنید اگر چیز ناگواری دیدید آنگاه شمشیرها را فرود آورید و آنکس را که میخواهد مرا بکشد از پای درآورید. 32- نظم و سازماندهی صبح روز عاشورا که جهاد و شهادت قطعی شد امام یاران محدود خود را سازماندهی کردند، زهیربن قین به عنوان فرمانده میمنه طرف راست و حبیب ابن مظاهر به عنوان فرمانده میسره(طرف چپ) منصوب شدند. پرچم را به دست حضرت اباالفضل ع دادند و خیمه ها را پشت سر نصب کردند و دور آنها خندقی حفر کردند و در آن آتش روشن کردند که کسی از پشت حمله نکند. گرچه تعدادشان کم و یقین به شهادت داشتند نظم و سازماندهی را تا آخر رعایت کردند. هر گونه حرکتی با اجازه و دستور انجام می شد و هر کس به میدان می رفت ابتدا اجازه می گرفت. 33- نجات انسانها در زیارت مخصوص روز اربعین که از امام صادق ع نقل شده است این جمله بسیار چشمگیر است (اللهم انی اشهد انه ولیک وابن ولیک ... و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلاله...) خدایا من گواهی می دهم که حسین ع برای مردم خیر خواهی کرد تا جائی که خون قلب پاک خود را تقدیم کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی و گمراهی نجات ببخشد. 34- رسیدگی به نیازمندان پس از شهادت امام ع مشاهده شد که روی شانه امام اثری( پینه بسته) هست. از امام سجاد ع سوال کردند فرمودند:« اینها جای کیسه هائی است که شبها بر دوش می کشید و به در منازل بیوه زنان و یتیمان و مساکین می برد.» 35- دستگیری از دوستان هنگام مرگ عصر عاشورا خبر رسید که آقای بحرینی مداح امام حسین ع در اردبیل از دنیا رفته اند. جویا شدیم که چه شده؟ گفتند ایشان سه سال نمی توانست مداحی کند اما روی صندلی چرخ دار دم در هیئت می نشست و به روضه گوش می داد تا اینکه صبح عاشورا وسط مجلس حالش بد شد. آمدند بالای سرش و گفتند: بگو یا الله یا محمد یا علی یا فاطمه یا حسن و او هر کدام را می گفت. امّا به امام حسین ع که رسید هر چه گفتند بگو نمی گفت. به او گفتند تو پنجاه سال است که روضه خوان ابا عبدالله ع هستی در این دم آخر بگو یا حسین. او گفت تا نیاید نمی گویم. یکدفعه دیدند که سرش را بلند کرد و گفت ارباب خوش گلدی سن -پرهیز از مکر و فریب دادن دوست و یا دشمن 37- ظلم ستیزی از امام سجاد ع نقل شده که فرمودند پدرم هنگام شهادت به من نصیحت کردند و فرمودند: « یا بنی ایاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا الا الله ، ای فرزند بپرهیز از ظلم بر کسی که یاوری جز خداوند ندارد.» 38- مظلومیت از رسول خدا ص نقل شده که خبر شهادت حسین ع را یاد کرده و قاتلین آنها را لعنت کردند و فرمودند : خداوند، هادی مهدی از فرزندان حسین مظلوم را می فرستد تاانتقام او را از باقیمانده های فرزندان قاتلین بگیرد.» 39- نظافت در سحرگاه عاشورا امام دستور دادند خیمه ای برای نظافت سرپا کنند و در آن خیمه ظرفی پر از مشک گذاشتند و همچنین نوره ( داروی نظافت) گذاشتند و ابتدا خود امام برای نظافت داخل شدند و بعضی از اصحاب نیز پشت خیمه منتظر بودند. ه) برکتهای امام حسین ع 40- محبت در دلهای مؤمنین از پیامبر ص نقل شده که فرمودند: «شهادت حسین ع حرارتی در دل های مؤمنان ایجاد نمود، که هرگز سرد نمی شود. » 41- چراغ هدایت پیامبر ص امام حسین ع را چنین خطاب کرد : یا زین السماوات و الارض : ای زینت آسمانها و زمین.ابی بن کعب گفت: آیا غیر از شما کس دیگری زینت آسمانها و زمین هستند؟ پیامبر فرمودند:« ای ابی! به حق خدائی که مرا به حق مبعوث به نبوت کرد مقام حسین بن علی در آسمانها بزرگتر است از زمین و در کنار عرش خدا نوشته شده: مصباح الهدی و سفینة النجاة چراغ هدایت و کشتی نجات» چرا غ برای کسانی که می خواهند راه خدا یعنی راه سعادت دنیا و آخرت را طی کنند. کشتی برای کسانی که بخواهند در برابر امواج سهمگین انحرافات و گناهان محفوظ بمانند. 42-اشک چشم خدا باوران امیر مؤمنان ع نگاهی به فرزندش حسین ع انداخت ( نگاهی از روی محبت و عشق و سوز) و فرمود: یا عبرة کل مؤمن : ای اشک چشم هر مؤمن. حسین ع گفت: من بابا؟ فرمود «بله پسرم» 43- اصحاب نیکوکار امام حسین ع در شب عاشورا در ضمن سخنرانی فرمودند:«من یارانی با وفاتر و بهتر از یاران خود نمی شناسم» 44-اهل بیت نیکوکار امام در شب عاشورا فرمود:من خانواده ای نیکوکارتر و مستحکم تر از خانواده و خویشان خود نمی شناسم. 45- زیارت از امام هشتم ع نقل شده است که فرمودند:کسی که قبر حضرت ابی عبدالله را در کنار فرات زیارت کند همانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده باشد. 46- پدر امامان سلمان فارسی (ره) می گوید: حسین روی زانوی پیامبر ص نشسته بود و پیامبر او را می بوسید و می گفت: «تو امام و فرزند امام و پدر امامان هستی که نه نفر از فرزندان تو هستند و نهمین آنها قائم آنهاست.» 47- شفا در تربت محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق ع نقل کرده که فرمودند: « خداوند به خاطر شهادت امام حسین ع چند چیز را در عوض قرار داده : امامت در فرزندان او، شفا در تربت او، استجابت دعا در کنار قبر او است و مدت سفر و رفت و برگشت زائران ، جزو عمر آن ها محسوب نمی شود » 48- استجابت دعا در زیر قبه امام در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: السلام علی من الاجابة تحت قبته 49- درب بهشت رسول الله ص می فرماید: « آگاه باشید که حسین ع دری از درهای بهشت است و خداوند بوی بهشت را بر دشمن او حرام کرده است .» 50 - زینت آسمان ها و زمین پیامبر به امام حسین ع فرمودند:«آفرین بر تو ای زینت آسمانها و زمین » ابی بن کعب با تعجب پرسید آیا غیر شما کسی زینت آسمانها و زمین است؟ فرمودند :« به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد سوگند که مقام حسین بن علی ع در آسمانها بزرگ تر از زمین است.» 51- سید شهیدان حسین سید شهیدان است از اول عالم تا آخر، در دنیا و آخرت. 52- روز امام حسین روز بی نظیر از امام حسن ع نقل شده که فرمودند : «آن چه به من می رسد سمّی است که به خورد من داده می شود و شهید می شوم و لکن لا یوم کیومک یا ابا عبدالله هیچ روزی مانندروز تو نیست ای حسین» 53- شفاعت اللهم ارزقنی شفاعه الحسین ع یوم الورود: خدایا در روز قیامت شفاعت امام حسین را روزی من قرار بده.
مقدمه
از شادي تا اندوه در سال يازدهم هجری در آخر ماه صفر رحلت جانگداز پيامبر ( ص ) پيش آمد و چه دردآور بود جدايی اين پدر و دختر - پدری چون پيامبر گرامی که هميشه هنگام سفر با آخرين کسی که وداع مي کرد و او را مي بوييد و مي بوسيد ، دخت گراميش بود و چون از سفر بازمي گشت ، اولين ديدار را با دخترش داشت . پيوسته از حالش جويا مي شد و رازی از رازها را در گوش جانش مي گفت و دختری که پيوسته از کودکی در کنار پدر بود و از او پرستاری مي کرد ، گاهی با زنان هاشمی به ميدان جنگ مي شتافت تا حال پدر را جويا شود . چنانکه در جنگ احد که به دروغ آوازه درافتاد که پيامبر ( ص ) در جنگ کشته شده ، به دامنه کوه احد شتافت و سر و صورت خونين پدر را شستشو داد و از خاکستر حصيری که سوخته بود بر جراحات پدر پاشيد و از زخمهای آن حضرت مواظبت کرد تا بهبود يافت - دختری که لحظه به لحظه که از کارهای خانه داری و بچه داری فراغت مي يافت ، به خدمت پدر مي رسيد و از ديدارش بهره مند مي شد ... آری لحظه جدايی اين چنين پدر و دختری فرارسيد و چه زود فرارسيد . پيامبر ( ص ) در بستر بيماری افتاد و رنگ رخسارش نمايانگر واپسين لحظات عمرش بود . عايشه روايت مي کند که پيغمبر ( ص ) در حالت جان دادن و آخرين رمقهای حيات ، دختر عزيزش فاطمه ( ع ) را خواست و نزديکش نشانيد و در گوش او رازی گفت که فاطمه سخت به گريه افتاد . پس از آن سخن ديگری گفت که ناگهان چهره فاطمه شکفته شد . همگان از ديدن اين دو منظره متضاد متعجب شدند . راز اين رازگويی را از حضرت فاطمه زهرا خواستند ، فرمود : نخست پدرم خبر مرگ خود را به من گفت ، بسيار محزون شدم و عنان شکيبايی از دستم بشد ، گريه کردند ، او نيز متأثر شد ، ديگر بار در گوشم گفت : دخترم ! بدان تو نخستين کسی از خانواده هستی که به زودی به من ملحق خواهی شد . به شنيدن اين بشارت خوشحال شدم . پدرم فرمود راضی هستی که " سيده نساء العالمين و سيده نساء هذه الامة " باشی ؟ فاطمه گفت : به آنچه خدا و تو بپسنديد راضي ام . باری ، فاطمه سرور زنان عالم و سرور زنان اين امت - اين نو گل خندان باغ رسالت بر اثر تندبادهای حوادث ، زود پر پر شد و چندی بعد از پدر بزرگوارش به وی پيوست . وه که چه کوته بود عمر آن ملکه اسلام . آری ، مرگ پدری مهربان و دگرگونيهايی که پس از رسول خدا ( ص ) روی نمود ، روح و جسم دختر پيغمبر ( ص ) را آزرده ساخت . وی در روزهايی که پس از مرگ پدر زيست ، پيوسته رنجور ، پژمرده و گريان بود . هرگز رنج جدايی پدر را تحمل نمي کرد و برای همين بود که چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد . او مردن را بر زيستنی جدا از پدر ، ترجيح مي داد . سرانجام ، آزردگيها و ناتوانی تا بدان جا کشيد که دختر پيغمبر ( ص ) در بستر افتاد . در مدت بيماری او ، از آن مردان جان بر کف ، از آن مسلمانان آماده در صف ، از آنان که هر چه داشتند ، از برکت پدر او بود ، چند تن او را دلداری دادند و يا به ديدنش رفتند ؟ ظاهرا جز يکی دو تن از محرومان و ستمديدگان چون بلال و سلمان کسی از اين بانوی گرانقدر غم خواری نکرد . اما زنان مهاجر بويژه انصار ، که از آزردگی و بيماری فاطمه ( ع ) خبر يافتند ، با مهربانی نزد او گرد آمدند و از او عيادت و دلجويی نمودند . دختر پيامبر ( ص ) در بستر بيماری نيز ، در پاسخ کسانی که از او احوالپرسی مي کردند ، سخنانی فصيح و بليغ بر زبان مي راند . سخنانی که در آن روز ، درد دل و گله و شکوه بانويی داغديده و ستم رسيده مي نمود ، اما بحقيقت اعلام خطری بود ، که مسلمانان را از تفرقه افکنی و فتنه انگيزی در آينده بيم مي داد . باری ، دخت پيامبر ( ص ) گفتنيها را گفت و بر اثر مصائب جانکاه و دوری از پدر مهربان گرانقدرش رسول مکرم ( ص ) به " گلشن رضوان " شتافت . تبيان نت
ولادت ..................................................................................................................................... ..................................................................................................................................... منبع:
السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله) ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد. نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد. در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد. هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند. امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.
هوش و ذكاوت: صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد: در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است. و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..» دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.
فصاحت و بلاغت: كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى: «اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است». در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم: «به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى. اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169 و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد. حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت. پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند. صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است. ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.
كرامات به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند. حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است. به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نويسد: «شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود: آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد. بسم الله الرحمن الرحيم ضمن عرض تبريك به مناسبت فرخنده ميلاد نبي مكرم اسلام حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلّم) و نيز فرخنده زاد روز رييس مذهب امام صادق (عليه آلاف التحية و الثناء) شما را در راستاي جواب سؤال مذكور به مشاهده ي تصوير زير دعوت مي نمايم. در صورتي كه بخواهيد تصوير واضح تري داشته باشيد، اینجا را کلیک نماييد. ![]() لو لاک لما خلقت الافلاک اگر تو نبودی ، افلاک را نمی افریدم . وجود پیامبر و اهل بیت ، نه تنها علت غایی افرینش جهان بلکه حکمت افرینش ادم نیز هستند. غرض اصلی از درخت ، میوه است که در اغاز اندیشه باغبان پدید میاید ،و درخت می نشاند ،اگر چه در خارج، میوه به عنوان نتیجه نهایی از درخت ، اشکار میشود .وجود پیامبر، میوه درخت نبوت است که در اغاز در علم خداوند منظور گشته و بر زبان پیامبران قبل و لابه لای کتب انان به کنایات و استعارات و تمثیلات ، بشارت داده شده .و سرانجام به عنوان جامع ترین و کاملترین ثمره افرینش ، در عرصه طبیعت به عنوان جلوه گاه صفات جلال و جمال حق افریده شد و با افرینش او ، ایینه هستی جلا یافت و جانی در پیکر هستی دمیده شد: جهان چون توست یک شخص معین تو را او گشته چون جان ، او تو را تن نکته قابل تامل این است که این تقدم از نوع تقدم علت غایی بر علت فاعلی نیست .چیزی ورای آن است .چون اولی را همه انسانها و به ویزه پیامبران دارا هستند . ولی این پیشتازی و سیادت از جنسی دیگر است که در روایات به آن اشاره شده که : نحن اول خلق الله و اول خلق عبد الله و سبحه و نحن سبب خلق الخلق و سبب تسبیحهم ..... پس پیشتازی وجودی محمد ص برتر از تقدم علت غایی بر علت فاعلی است گر چه در صورت نمودار دو عالم گشته ام چون به معنی بنگری هر دو جهان من بوده ام به برکت این روز ولادتش ، شکوه و عزت اسلام را در جهان از درگاه ربوبی مسالت میکنیم. بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه بفره آیه شریفه ۲۱۳: (به نام خداوند بخشنده ی مهربان) مردم (در آغاز) يک دسته بودند؛ (و تضادى در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت؛ تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسمانى، که به سوى حق دعوت مىکرد، با آنها نازل نمود؛ تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى کند. (افراد باايمان، در آن اختلاف نکردند؛) تنها (گروهى از) کسانى که کتاب را دريافت داشته بودند، و نشانههاى روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف کردند. خداوند ، آنهايى را که ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. (امّا افراد بىايمان، همچنان در گمراهى و اختلاف، باقى ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدايت مىکند. (راست گفت پروردگار بلند مرتبه) آرشیو ۱ متونی که در وبلاگ جناب منطق بخاطر اینکه آنها را حذف و یا دستکاری می کرد قول داده بودم در وبلاگم قراردهم. لطفاْ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. ادامه مطلب بسم الله الرحمن الرحيم ضمن عرض سلام و تبريك سال نو و تقدير و تشكر از دوست گرامي جناب آقاي "مجتبی رحیمی" ، عزيزان حاضر در وبلاگ را به مطالعه ي متن زير كه در واقع جوابي نسبتاً خوب به جناب منطق است ، دعوت مي كنم: منبع: http://www.shabestannews.com/dialogdetail.asp?spcode=84033118104057 عضو هيأت علمي دانشگاه ملك فهد: قرآن شگفتانگيزترين كتاب آسماني است دكتر گاري ميلر (Gary miller) كانادايي تبار و يكي از اعضاي هيات علمي دانشگاه صنعت نفت ملك فهد است و رياضيات تدريس ميكند. وي در گفتگويي با سايت اينترنتي عربيات، قرآن را كتابي شگفتانگيز معرفي كرده است. متن كامل اين گفتگو را ميخوانيد. آقاي ميلر لطفا درباره زندگيتان توضيح دهيد؟ من قبلا يكي از مبلغان فعال دين مسيحي بودم و كتاب مقدس را كاملا مي .... (برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید) ادامه مطلب |
|